اولین جشن 1 جایی بود که ابدن فکرشو نمیکردی ! یه خلوت دو نفره تو یه اتاقک آهنی متحرک که بهش میگن ماشین ! یه کیک تولد با یه شمع کوچیک که وقتی چشمات بسته بود با صدای کبریت و حرارت بعدش، روشن شد.سه سال ازش گذشت... و دو سال از گذشتنت ! گلایه ای نیست !!! من بزرگتر و کاملترم و خیلی محکمتر..امیدوارم سر زنده باشی...تولدت 1
پ ن1: کجایی؟ حالت خوبه ؟
پ ن 2: زندگی در جریانه...در جریانی که ؟
پ ن 3 : تاریخ تکرار شد..میگفتم بهت این جمله رو خیلی زیاد
پ ن 4 : بوی عشق رو بازم شنیدی ؟
+
نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۸/۲۹ساعت ۱۱:۱ ب.ظ توسط رضا اصفهانی
|
برچسب:
نویسنده: مهراد نیکفر
تاريخ: شنبه
14 بهمن
1396 ساعت: 23:23