داشتم از این شهر میرفتم
صدایم کردی
جا ماندم
از کشتی ای که رفت و غرق شد
البته...
این فقط می تواند یک قصه باشد
در این شهر دود و آهن
دریا کجا بود
که من بخواهم سوار کشتی شوم و...
تو صدایم کنی
فقط می خواهم بگویم
تا اسیرم کنی !
برچسب: تو نجاتم دادی تا اسیرم کنی,
نویسنده: مهراد نیکفر
تاريخ: چهارشنبه
24 شهريور
1395 ساعت: 13:29